خرید بک لینک

درباره سایت

حیف

امکانات وب

بغل نمیکنیم و خوبیم بغل نمیشویم و زنده مانده ایم زنده مانده ایم بدون بوسه ،بدون آغوش ،بدون عشق....زنده مانده ایم پشت میله های سرد یک حصار نامرئیحصاری به منزله ی یک طاعون ،طائونی که مانند یک پیچک زرد گلوی دنیا رو فشرده و دست برنمیدارد کمتر میخندیم،کمتر ذوق میکنیم کمتر خیال میبافیمو بیشتر منطقی شده ایم کافه ها ترسناک شده اند ،خیابانها کوچه ها ،رابطه و آدمها ،ترسناک شده اند پنهان شده ایم پشت نقاب ماسک ها و عینک ها وهیچکس نمیفهمد که غمگینیم یا شاد هیچکس نمیفهمد که بغض داریم یا شوق هیچکس نمیفهمد که حالمان خوب نیست ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: پنجشنبه 29 دی 1401 ساعت: 15:16

کنارم باش ، این پاییز ،کنارم باش ، می ترسم ...خزان را دوست دارم من ،ولی بی تو ؛خیابان ، کوچه ها ، این شهر ، این پاییز ؛تو را بدجور کم دارد !بدون تو ؛گلوی آسمان ها ؛ درد می بارد ،صدای خش خش این برگ ها بی تو ؛صدای نابهنجاریست باور کن ؛به بانگِ مرگ می مانَد !اگر باشی ، اگر همراهِ من باشی ؛خزان زیباترین فصل است ، می دانم ...کنارت ، چای می چسبد ؛به وقتِ شامگاهان ، در هوای سرد و بارانی ...کنارت کوچه ها زیبا ،درختان ، آسمان ، گنجشک ها زیبا ،کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم ...کنارم باش ماهِ من ،که با تو چای می چسبد ،که با تو عاشقی کردن ، دویدن ،شهر در پاییز را دیدن ؛که با تو کافه گردی ،شعر خواندن ، مبتلا بودن ؛در این پاییز ، می چسبد ،عجب پاییز ، می چسبد !کنارِ تو ؛خزان زیباترین فصل است ، می دانی ؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: چهارشنبه 4 خرداد 1401 ساعت: 9:39

کنارم باش ، این پاییز ،کنارم باش ، می ترسم ...خزان را دوست دارم من ،ولی بی تو ؛خیابان ، کوچه ها ، این شهر ، این پاییز ؛تو را بدجور کم دارد !بدون تو ؛گلوی آسمان ها ؛ درد می بارد ،صدای خش خش این برگ ها بی تو ؛صدای نابهنجاریست باور کن ؛به بانگِ مرگ می مانَد !اگر باشی ، اگر همراهِ من باشی ؛خزان زیباترینادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: شنبه 3 ارديبهشت 1401 ساعت: 11:25

کنارم باش ، این پاییز ،کنارم باش ، می ترسم ...خزان را دوست دارم من ،ولی بی تو ؛خیابان ، کوچه ها ، این شهر ، این پاییز ؛تو را بدجور کم دارد !بدون تو ؛گلوی آسمان ها ؛ درد می بارد ،صدای خش خش این برگ ها بی تو ؛صدای نابهنجاریست باور کن ؛به بانگِ مرگ می مانَد !اگر باشی ، اگر همراهِ من باشی ؛خزان زیباترین فصل است ، می دانم ...کنارت ، چای می چسبد ؛به وقتِ شامگاهان ، در هوای سرد و بارانی ...کنارت کوچه ها زیبا ،درختان ، آسمان ، گنجشک ها زیبا ،کنارت بازهم دیوانه ی باران و پاییزم ...کنارم باش ماهِ من ،که با تو چای می چسبد ،که با تو عاشقی کردن ، دویدن ،شهر در پاییز را دیدن ؛که با تو کافه گردی ،شعر خواندن ، مبتلا بودن ؛در این پاییز ، می چسبد ،عجب پاییز ، می چسبد !کنارِ تو ؛خزان زیباترین فصل است ، می دانی ؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: دوشنبه 25 بهمن 1400 ساعت: 2:24

آرزو می کنم که در جشن میلادتتک ستاره ی آسمان چشمانت باشمتا در آغوشت طولانی ترین شبمرا تقدیمت کنمودر کلبه انتظارت بوسه هایم را مهمانت!خوشبختی من در بودن با توست،و روز تولد تو تقدیر خوشبختی من است...تماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: يکشنبه 20 مهر 1399 ساعت: 7:26

عاشق گل بود، منم در راه برگشت یک دسته گل ادریسی برایش خریدم با ذوق و شوق ادریسی ها را در گلدان میگذاشت در حالی که نفس عمیق میکشید، پرسید: « دقت کردی هر خاطره ای بوی یه گل خاصی رو داره؟ مثلا خونه مامانادامه مطلب

برچسب: نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:30

روزی که مادر شوم

دخترم اگر عاشق شد

حاضرم زندگی ام را بدهم

تا او را به عشقش برسانم...

میدانی چرا؟؟؟

اگر انتخابش هم بد باشد

طلاق گرفتن از عشقش

خیلی بهتر از آن است که

سال ها بامرددیگری زندگی کند

و عقده گرفتن دست های عشقش

پیرش کند...!

برچسب: روزی که مادر شوم, نویسنده: باربد نیکنام تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 6:29

صفحه بندی